ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

208

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

و حال اينكه عده آنها بيشتر بوده . سپس از آنجا سوى انبار رهسپار گرديد . سپاهيانى كه دسته دسته بدنبال او مىرفتند در عرض راه غارت ميكردند و غنايم را با خود مىبردند . آنها از طرف اسفل كسكر گرفته تا اسفل فرات ( انتهاى آن كه شط العرب باشد ) براى يغما جولان ميدادند و محل اجتماع آنها در عين التمر ( محل معروف بشفاثا ) همچنين فلاليج ( جمع فلوجه ) كه در هر دو جا رخنه كرده پناهى داشتند ولى مثنى خود در انبار اقامت داشت . چون مثنى از غارت بغداد مراجعت نمود مضارب عجلى را با عده سوى كباث فرستاد كه در آنجا فارس عناب تغلبى حكومت داشت . ( اعرابى كه تابع ايران بودند ) مثنى خود هم بدنبال آنها روانه شد . كباث را تهى از سكنه يافتند ( از بيم يغماگران ) همچنين فارس عناب با مردم رفته بود مسلمين او را پى كرده به او رسيدند كسانى را كه در عقب سير مىكردند كشتند و در قتل اسراف و افراط نمودند . چون بانبار باز گشتند مثنى فرات بن حيان تغلبى و عتبة بن نهاس را سوى صفين روانه كرد و بهر دو دستور داد كه اقوام تغلب را در قرى و قصبات غارت كنند خود مثنى هم بدنبال آن دو سردار رفت چون بصفين نزديك شدند ساكنين محل از فرات عبور كرده راه جزيره را گرفتند . سواران مسلمين دچار گرسنگى شدند . هيچ توشهء براى آنها نماند ناگزير مركب خود را كشته ميخوردند مگر بعضى از چهارپايان كه بودن آنها ضرورت داشت از شدت گرسنگى حتى پوست حيوانات كشته را ميخوردند در آنجا سه تن اسير از تغلب گرفتند كه نگهبان بودند چهارپايان آنها را هم ربودند . يكى از آن سه تن گفت : به من و خانوادهء من امان بدهيد تا من بشما يك آبادى نشان بدهم كه مردم آن نگريخته باشند و من امروز از آنجا گذشتم كه آنها را آرام ديدم . مثنى به او امان داد او هم با همان سپاهيان رهسپار شد : شبانه بر آن قوم و محل هجوم بردند گله‌هاى همه سيراب شده به محل برميگشت . مالكين گله‌ها هم در كنار خانه‌ها